حسين علوى مهر

336

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

1 . وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ ؛ « 1 » و آن كس را كه خداوند بخواهد گمراه سازد ، سينه‌اش را چنان تنگ مىكند كه گويا مىخواهد به آسمان بالا رود . » ممكن است اين تعبير و تشبيه اشاره به اين باشد كه چون ستارگان و سياره‌ها كه در كهكشان هستند و با ما فاصلهء بسيار زياد ( چندين سال نورى ) دارند و هر چه حركت زمين به طرف بالا انجام گيرد ، فشار هوا كم مىشود و به دنبال آن مقدار اكسيژن به سرعت رو به نقصان مىگذارد و تنگى نفس به انسان دست مىدهد . « 2 » 2 . وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ؛ « 3 » و كوه‌ها را بنگرى ساكن ، و تصور كنى بىحركتند ، در حالى كه مانند ابر حركت مىكنند » . اين آيه ممكن است اشاره به حركت كرهء زمين به دور خود و به دور خورشيد باشد ، كه امثال « گاليله » آن را اثبات نمود و نظريهء « بطلميوس » را كه زمين مركز جهان هستى تصور كرده بود ، باطل دانست . اين معنا از آيهء 5 سورهء صافات ( ربّ المشارق ) نيز استفاده شده است . « 4 » 3 . وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها . . . وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ؛ « 5 » خورشيد پيوسته به سوى قرارگاهش در حركت است . . . و براى ماه منزلگاه‌هايى قرار داديم كه سرانجام به صورت شاخهء كهنهء ( قوسى شكل و زرد رنگ ) خرما در مىآيد . نه خورشيد سزاوار است كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى مىگيرد و هر كدام در مسير خود شناورند » . اين آيه نيز ، اشاره به حركت و شناور بودن منظومهء شمسى و بطلان ثابت بودن خورشيد است كه خورشيد با سياره‌هاى منظومهء خود ( عطارد ، زهره ، زمين ، مريخ ، مشترى ، زحل ، اورانوس ، نپتون و . . . ، تحت نيروى جاذبه ، همگى در فضاى لايتناهى با سرعتى

--> ( 1 ) انعام / 125 . ( 2 ) ر . ك : شگفتىهايى از اعجاز قرآن كريم / 17 ، تأليف ، جمال الدين الفندى ، ترجمهء سيد حسين ميردامادى . ( 3 ) نمل / 88 . ( 4 ) ر . ك : تفسير نمونه ، ج 19 / 13 . ( 5 ) يس / 36 - 40 .